تبلیغات
رهپویان خورشید - مطالب فروردین 1393

 
میلاد باسعادت امام جعفر صادق (ع)و پیامبر رحمت و مهربانی مبارک باد. برگزاری اردوی زیارتی مشهد مقدس ویژه مدیران حلقه صالحین سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی ومدیریت جهادی میلاد باسعادت امام جعفر صادق (ع)و پیامبر رحمت و مهربانی مبارک باد

این بار صدا و سیما و مسئولان کشوری از زبان یک استاد فرهنگ و سینمای ایران نقد می شوند . اقای حاتمی کیا چهره همیشه مدافع فرهنگ اصیل ایرانی در سینما و تلویزیون در برنامه راز گلایه های خود را عنوان نمودند در ادامه به این گلایه ها خواهیم پرداخت:
مرد فرهنگ ایران این بار بابت ساخت فیلم جدیدش در تیر رس انتقادات روشن فکران عرصه فرهنگ قرار گرفته البته ایشان هیچ وقت از این انتقادات واهمه ای نداشته و همیشه خود را برای این صحبت ها آماده کرده اند.
آقای حاتمی کیا عنوان نمودند چه دوست چه دشمن همه توجه دارند که چه میسازم و زیر ذره بینم.
بله راست میگویند عزیزان خوب متوجه هستند که فیلم از کرخه تا راین چه تاثیری بر جامعه داشته است خوب متوجه هستند بوی پیراهن یوسف  با جوانان ما چه می کند ؟؟
خوب نام آثار به نام پدر ، مهاجر ، آژانس شیشه ای و خاک سرخ را به خاطر سپرده و فراموش نخواهند کرد انگار آقایان ترسیده اند که این بار جشنواره فجر را با اهدافی متفاوت برگزار نمودند تا اقای حاتمی کیا در برنامه راز گلایه نمایند که اهداف فجر ما به فراموشی سپرده شده و آقایان از فجر انتظار اسکار را دارند.
انگار فراموش کرده اند از کجا به اینجا رسیده اند؟؟
ایشان در ادامه از برخوردها گلایه می کنند سایتی ایشان را نفوذی می نامد عده ای اورا مامور وزارت اطلاعات در فیلم به رنگ ارغوان خواندند عده ای او را چپی و عده ای اورا راستی او که همه اینها را تکذیب کرد اما برای ما این سوال مطرح شد که سود این همه عنوان را چه کسانی می برند مگر نه اینکه تنها فرهنگ ما و به خصوص دفاع مقدس ماست که در این میان متحمل ضررهای سنگینی خواهد شد؟؟
 


ادامه مطلب

برچسب ها: ابراهیم حاتمی کیا، استاد سینما، دغدغه فرهنگی، برنامه راز،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1393/01/24 توسط حوزه مقاومت بسیج دانش آموزی فاطمه زهرا(سلام ا... علیها)
حوزه دانش آموزی فاطمه زهرا(سلام ا.. علیها) شهرستان بوشهر به منظور ایجاد آمادگی نظامی در بین دانش آموزان و ایمن سازی آنان از تهاجم های جدید فرهنگی غرب علیه ایران و آشنایی با نحوه و ابزارهای این تهاجم اقدام به برگزاری اردوی عملی آمادگی دفاعی نموده است. در این اردو که به مدت یک روز می باشد دانش آموزان پس از آشنایی از نحوه باز و بست سلاح کلاش و فرامین آتش در میدان تیر در ادامه به مباحث جنگ نرم پرداخته و از مسائل مهم روز کشور مطلع گردیدند و به سخنان مقام معظم رهبری در ابتدای شروع سال در خصوص فرهنگ پرداختند. سرکار خانم بحرانی فرمانده حوزه دانش آموزی فاطمه زهرا (سلام ا... علیها) شهرستان بوشهر ادامه اینگونه اردوها و کلاس ها را در مدارس امری ضروری دانسته و تاکید نمودند دانش آموزان امروز ما باید علاوه بر آمادگی نظامی آمادگی کامل فرهنگی در برابر تهاجمات غرب داشته باشند.




ادامه مطلب

برچسب ها: اردوی عملی آمادگی دفاعی، آموزش سلاح، جنگ نرم، تهاجم فرهنگی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1393/01/24 توسط حوزه مقاومت بسیج دانش آموزی فاطمه زهرا(سلام ا... علیها)
شبکه فارسی زبان من و تو شبکه ای است که تحت حمایت مالی کشورهای استعمارگر دنیا از جمله انگلیس می باشد اما این روزها با توجه به رصدهایی که بر روی این شبکه فارسی زبان داشتیم متوجه شده ایم بی حرمتی را در این شبکه به حد اعلی رسانده اند و ما نیز گاه سکوت کرده ایم و گاه نیز در کنار آنان خندیده ایم.
برنامه ای پر طرفدار که این روزها سری جدیدش در این شبکه بر روی آنتن رفته است حتما دیده یا شنیده اید . شبکه نیم برنامه ای طنز که البته در قالب طنز تمام سخنان و افکار خود را بر جامعه القا خواهند کرد. در سری های قبل این برنامه توهین ها فقط در اطراف برخی از مسئولین نه چندان مطرح کشوری می چرخید اما وقتی مشاهده شد که این برنامه نه تنها اعتراض برانگیز نبوده بلکه بسیار مورد حمایت نیز قرار گرفت و خصوصا مسئولان شبکه را به هدف اصلی می رساند کم کم دامنه توهینات وسیع شده تا جایی که در قسمت های قبل این برنامه به خود اجازه توهین به برخی از فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظله) را می دهد....
حال سوال اینجاست وظیفه تک تک افراد در خصوص این برنامه ها چیست ؟ آیا سکوت کاری کاملا منطقی است؟ وظیفه صدا و سیمای ما چیست؟ 
در این برنامه شاهد برخی از مسائل زیر بوده ایم که همگی قابل تامل اند و باید بدانیم که سکوت تا کی ؟؟؟
در شبکه نیم نام کوچه ها را فرهنگ حسینی گذاشته اند چیزی که به حساب همه ما طنز به نظر می آید اما اینکه چرا نام کوچه را این گذاشته اند قدری تامل برانگیز می باشد کوچه را از قدیم محل گذر می نامند و این کار دوستان دلسوز ما تنها این مطلب را القا خواهد کرد که فرهنگ حسینی گذراست و امری ماندگار نخواهد بود. حال اینکه القای این مطلب در اذهان مردم می تواند بهترین شیوه برای فراموشی این فرهنگ بوده و یا حتی بهترین عنوان برای بیان این مسئله که امری قدیمی و کهنه است و فقط مختص نام کوچه می باشد.




ادامه مطلب

برچسب ها: من و تو 1، شبکه نیم، جنگ نرم، سمت نو،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1393/01/10 توسط حوزه مقاومت بسیج دانش آموزی فاطمه زهرا(سلام ا... علیها)
شنیده ام که میگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست و مشتاقم بدانم سال 93  که شروعش فاطمه وار در کنار فرزندش سید علی بوده برایم چگونه خواهد بود؟؟؟


ساعت 7:30 صیح بود که صدای زنگ گوشی مرا از خواب بیدار کرد حوصله بلند شدن و پاسخ به موبایل را نداشتم امانمی فهمم مرا چه شد که با دیدن عکس شهید همت که روی دیوار اتاقم نصب بود و به خاطر آوردن جمله ی « در هوایی که نفس های تو نیست نفسم می گیرد » از جا پریدم نمیدانم چرا اون لحظه صب چنین جمله ای ذهن مرا به خود مشغول کرد 
پاسخ تلفن را دادم دوستم از یک اتفاق خبر داد یک حادثه یک ملاقات که سالهاست منتظر چنین لحظه ای بودم با تمام شتاب و عجله ای که داشتم ساعت 12 راهی ترمینال شدم برای حرکت از لحظه ی شنیدن این خبر اضطراب تمام وجودم را فرا گرفت لحظه ای آرام و قرار نداشتم به سختی وسایلم را جمع کردم و آماده حرکت شدم ساعت 1 بود که سوار اتوبوس شدیم و راهی آبادان......
من از طرفی خوشحال بودم که امسال هم اول سال شهدای گمنام مارد منو دعوت کرده بودند( البته ناگفته نماند که شب قبل از این تماس خیلی ازشون گلایه کردم و شاکی شدم) یعنی این نقطه عطف و امیدی بود در زندگی من برای آغاز سال جدید با انرژی بیشتر و شاداب تر از طرف دیگر هم شنیدن خبر که مرا دیوانه کرده بود.
راه 6 ساعته آبادان برایم به اندازه 6 سال طول کشید ذهنم پر بود از افکار و سوالات مختلف با تحلیل و بررسی هایی که میکردم مجبور بودم به سوالاتم پاسخ بدهم آخر تا به حال چنین تجربه ای را نداشتم.
غروب آفتاب بود که به مارد رسیدم وای دوباره غربت و سکوت اما اینبار خیلی برایم غریب شده بود انگار خودش نبود البته خوب میدانم او هم اینبار استرس داشت هر چه باشد فردا صب مهمان ویژه ای آنجا حضور پیدا میکرد شب را با دوستان تصمیم گرفتیم که زود بخوابیم زیارت شهدا هم که برایمان ممنوع شده بود اینجا بود که فهمیدیم مارد بدون شهدا و رود کارونش دلگیرترین و سنگین ترین نقطه دنیاست.
شب را تا صب نخوابیدم فردا اتفاقی بزرگ در راه بود فقط اتفاقات فردا را در ذهنم مرور میکردم انگار آن شب برایم سخت ترین و طولانی ترین شب عمرم بود گذراندنش تا صب برایم مرگبار بود.
صب 2 ساعت قبل از موعد مقرر آماده شدم ساعت 7بود که به ما اجازه ورود دادند پاهایم کم کم از اختیارم خارج می شدند خودشان به حرکت ادامه میدادند اینقدر راه را سریع میرفتم که نمیدانستم چگونه خودم را به گیت بازرسی رساندم  من و دوستانم جزو اولین افرادی بودیم که وارد محیط شدیم حالا باید 4 ساعت منتطر میماندیم انتظار لحظه دیدار اینجا دیگر خوب فهمیدم معنای انتظار را خوب فهمیدم که منتظر واقعی کیست دیگر حواسم به اطرافیانم نبود شاید با آنها صحبت میکردیم اما دلمان اینجا نبود جای دیگری رفته بودم تحمل این 4 ساعات برایم مثل شخصی بود که پس از سال ها به معشوقه اش می رسد حالا دیگر خوب می فهمیدم که مادر شهید صبوری لحظه وصال چه حسی داشته است. عقربه های ساعت به کندی می گذشت
لحظه وصال فرا رسید
ای پسر فاطمه منتظر توهستیم


اینقدر محو این لحظه شده بودم که ورود حضرت را ندانستم کی گذشت و سخنرانی آغاز شد برای اولین بار بود که از چشم هایم شاکی شده بودم از قلبم خسته از چشم هایم شاکی شده بودم که با جاری شدن اشک نمیگذاشت که صورت مهتاب را خوب ببینم و از قلبم خسته که لحظه ای آرام و قرار نداشت حتی او هم انگار در این لحظه ی سنگین کم آورده بود تمام تلاش خودم را میکردم تا از لابه لای جمعیت خوب به چهره اش نگاه کنم و سخنانش را به خاطر بسپارم برایم باور کردنی نبود انتطار 20 ساله ام به پایان رسیده بود انگار داشتم خواب میدیدم خوابی که شیرین بود و دوست نداشتم به پایان برسد اما نمیدانم چرا اینبار حضرت آقا اینقدر کم سخنرانی کردند شاید احساس من این بود هنوز محو تماشا بودم که ناگهان دیدم از جا برخاستند و راهی شدند باور کنید تمام این لحظات برایم مثل برق گذشت آرزویم این بود که عقربه تمام ساعت های دنیا را نگه میداشتند تا من از نگاه کردن به جمال نورانیش سیر شوم هر چند که میدانم غیر قابل باور است و چه خوب گفته اند آنان که 
به رغم مدعیانی که منع عشق کنند                                     جمال چهره تو حجت موجه ماست
انگار اینبار حضرت آقا هم غربت مارد را فهمیده بود ایشان هم بوی چادر خاکی مادر را میخواستند از اینجا استشمام کنند کنار 9 ستاره اش


پس از رفتن ایشان شاید یک ساعت هم طول نکشید دوباره مارد شد و غربت و سکوت و گم نامی اش دوباره من شدم و این نه ستاره و رود کارون اما اینبار خوشحال بودم چون شهدا در این مهمانی ویژه ای که داشتند مرا هم دعوت کرده بودند به خودم می بالیدم که لایق این مهمانی شده ام اما یاد آن شب که خودم را شاکی میدیدم مرا دیوانه میکرد و فهمیدم که این ما هستیم که هیچ کاری نکرده ایم و چقدر عقبیم.......
دوستان علاقه مند میتوانند جهت تماشای تصاویر این دیدار به ادامه مطلب مراجعه نمایند.


ادامه مطلب

برچسب ها: دیدار رهبری، دیدار رهبر با کاروانهای راهیان نور، دیدار روی مهتاب، عکس، دیدار، رهبر،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 1393/01/8 توسط حوزه مقاومت بسیج دانش آموزی فاطمه زهرا(سلام ا... علیها)